چکیده در معماری چنانچه قابل اثبات است ابتدا ماهیت و مفهوم وجود دارد، بعد ماده خلق می شود یعنی آنچه که تصور نامیده می شود شکل ,واقعی به خود می گیرد و سرانجام تصویر این تصور به بیرون ذهن منتقل می شود. پس دیدن، نگاه کردن و اندیشیدن در معماری بسیار حائز اهمیت می باشد. در این تحقیق برآنیم که با بررسی فضاهای تشکیل دهنده یک دانشگاه هنر ، آموزش هنر و معماری، دانشجوی هنر و معماری و ارتباط آنها با فضا و پیرامون خود به ضوابط و معیارهایی دست پیدا کنیم که طراح را دریافتن راه حل نهایی یاری رساند. نظر به اینکه اکثر پژوهش های موجود درباره کیفیت فضاهای آموزشی در برخی زمینه های خاص مانند دانشگاه ها و یا دانشکده هنر و معماری بسیار ناچیز و کمرنگ می باشد، اجرای این پژوهش ضروری به نظر می رسد. یافته های این تحقیق و پژوهش می تواند ما را در ایجاد فضای انسان ساخته بهینه تر، دانشکده های کاراتر و نیز به بیان نظریه های جدیدتر یاری دهد. ضرورت توجه به این مطلب با دانستن اینکه، در ایران دانشکده های هنر و معماری به طور خاص برای این موضوع طراحی نشده ,بیشتر مشخص می شودوسعی می شود راهکارهای لازم برای طراحی بهینه دانشگاه هنر با تأکید بر کیفیت فضاهای آموزشی ارائه گردد.
مقدمه: نیاز روز افزون کشور به گسترش فضاهای آموزشی همگام با افزایش بی رویه جمعیت و عدم کفایت فضاهای موجود برای رفع این نیازها و تغییر و تحولات مستمر در نظام آموزش عالی، باعث تحمیل مشکلات روزافزونی درپاسخگوئی به نیازهای جامعه شده است، لذا معماران جهت رفع این معضل در طراحی فضاهای آموزشی باید مسا ئل مطرح شده را در نظر داشته باشند و مسلم است که این امر مهم بدون مشارکت و تبادل نظر رفع نخواهد شد . در حال حاضر جوامع بشری به طور مستمر در جهت یافتن راه حلهای مشترک به تبادل افکار می پردازند. در این باب عملکرد گراه ها براین اعتقادند که تنها با مشخص کردن اهداف آموزشی می توان به جواب هایمعماری مناسب دست یافت، اما این مطلب در واقع نفی واقعیات است، در مقابل بررسی افکارمختلف و مشاهدهترکیبات گوناگون عملکردها را می توان به عنوان پایه ا صلی و سرفصل مشارکت بین آیندو قشرمسئول، یعنی استادان و معماران قرار دادو امید است که با همکاری و حرکت موازی و همسو بتوان به راه حلهای منطقی و مناسبی دست یافت.دراین راستانخست، باید دریابیم که رسالت و ماموریت دانشگاه چیست؟ نظام آموزش عالی ودانشگاه درسراسر گذشته دور و دراز خود چگونه تحول یافته است و چه وظیفه ای بر عهده دارد؟